X
تبلیغات
از رگ گردن به شما نزدیکترم(از طرف خدا) - سردار علیجان شمشیربند

(گفتگوی سردبیر با سردار)

مقدمه:

"معمولاً در نشریات مرسوم است که اوضاع و احوال جامعه خصوصاً شهرها و وضعیت عمران و آبادانی را از زبان مدیران ادارات منعکس می کنند تا مردم بدانند در استان و شهر چه می گذرد! در طول سال 91 در نشریه، پژواک نظرات و مصاحبه های مدیران اجرایی استان بوده ایم، اما امروز بنا داریم نعل وارونه بزنیم و از صاحب نظران بپرسیم که در شهر چه خبر؟! "

مخاطب ما یک نیروی انقلابی که از ابتدا به عنوان یار وفادار و سرباز ولایت در صحنه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و دفاع مقدس حضوری فعال داشته است، او فردی است که از یک خانواده ی مذهبی معتقد، اما از نظر اقتصادی از طبقه متوسط جامعه و از متن مردم برخاست تا همان سرباز خردسال امام روح الله باشد که امام فرموده بود : یاران من یا در گهواره اند یا هنوز به دنیا نیامده اند.

 او فعل خواستن و توانستن را به خوبی صرف نمود تا ثابت نماید برای این کشور بزرگ و مردم با وفایش هرچه تلاش شود کم است. مردم او را به نام سردار خوبیها می شناسند، چون همیشه با لبخندی به لب اما اراده ای پولادین در کنار مردم برای آنان بدون چشمداشت فعالیت کرد.

 علیجان شمشیربند را می گویم که هنوز بعد از گذشت 34 سال از عمر با برکت انقلاب اسلامی خود را سربازی برای ولایت می داند تا برای مردم کشورش مفید باشد.

شمشیربند می گوید: خدارا شاکرم نعمت خانواده ای دین دار و اهل بیتی را به من عطا فرمود تا بتوانم در سایه ی پرورش صحیح پدر و مادر برای جامعه مفید باشم. خدا را سپاس می گویم که در عصری نفس می کشیم که طنین اسلام ناب محمدی (ص) توسط امام خمینی (ره) آواز داده شد و اکنون هم این پرچم به دست مردی از سلاله ی نبوی مقام معظم رهبری بر افراشته است تا مردم در آسایش و امنیت در این کشور علوی زندگی کنند.

از سردار شمشیربند پیرامون سوابق در انقلاب سؤال کردیم !

او گفت: من هم مانند همه ی مردم و به مثل آنان نقش داشته ام چون تافته ی جدا بافته نیستم اگر کاری برای انقلاب و کشورم کرده ام در کنار آنان بوده است اگر مسئولیت داشته ام به دلیل حمایت و همراهی مردم بوده است و اگر نه که خودم در مقابل عظمت مردم هیچم! در واقع سردار نگفت که چه کرده است، شاید به این دلیل که مردم او را می شناسند و نیازی به معرفی نیست.

سردار ما شنیده ایم در دوران انقلاب شما از فعالان و مبارزین انقلاب بودید که حتی تحت تعقیب ساواک نیز قرار داشتید و نام شما هم در کتاب ساری به روایت اسناد ساواک آمده است نظر شما چیست؟

سردار گفت: اگر کاری شد برای خدا بود جواب دیگری نداد.

تلاش کردیم از دو برادر شهیدش سخن گوید در یک جمله خلاصه کرد که آنها به تکلیف خود عمل کردند و گفت: ما رایت الاجمیلا

از او پرسیدیم مهمترین دغدغه ی شما چیست؟

با یک نگاه عمیق در چشمان من می گوید: مردم، مردم وباز هم مردم،

گفتم چگونه؟

پاسخ داد: مگر امام نفرمودند: وظیفه همه خدمت به آحاد مردم جامعه است، باید برای آسایش و رفاه مردم کاری صورت دهیم ،هر چند کارهای بسیار بزرگ صورت گرفته که مهمترین آن حریت و آزادگی ما در مقابل دشمنان است .

 او می گوید: مگر این جوانان به امر والدین خویش سرو جان فدا نکردند،؟ پس چرا باید دغدغه ی اشتغال، ازدواج و ... آنان را آزار دهد.؟

 از سردار پیرامون وضعیت شهر ما یعنی ساری پرسش نمودم: گفت: من می پرسم شما جواب دهید! با توجه به همه ی امکاناتی که در کشور و استان وجود دارد آیا این تلاش و کار برای ساری کافیست؟!!

لبخندی زدم گفتم: سردار قرار بود من بپرسم شما پاسخ دهید !! پس من منتظر پاسخ شما به عنوان یک شهروند هستم!

او می گوید: انصافاً کارهای خوبی صورت پذیرفته اما یا کافی نیست. مگر می شود ساری مرکز مازندران بدون یک مرکز تفریحی سالم در رنج باشیم؟

آیا جایز است در کنار رودخانه تجن و ساحل زیبای دریا از نداشتن یک مرکز تفریحی سالم در رنج باشیم؟ آیا قابل قبول است که با داشتن  منابع سرشار جنگل و فراورده های دریایی و کشاورزی جوانان ما بیکار باشند؟ آیا قابل قبول است وقت ارزشمند مردم در ترافیک شهری تلف شود؟ گفتم : نمی شود! اما شد ! چه باید کرد؟

سردار پاسخ داد: باید با ایجاد کمیته مشورتی در حوزه های مختلف شهری و امکان حضور همه ی صاحب نظران و ایجاد زمینه مناسب اجرایی وارد میدان شد.

باید با مشورت بزرگان در قالب کارگاههای اجتماعی منطقه ای برای هر حوزه و منطقه فکر مناسب کرد و اگر همه با هم و برای هم باشیم شدنی است. می شود شهر را صاحب بهترین مرکز تفریحی در نقاط مختلف در مرکز استان نمود؟!

شمشیربند می گوید : همه ی مردم باید در امر سازندگی شهر نقش داشته باشند و باید شورائیان امین شهر وندان باشند.

سردار شمشیربند در پایان این گفتگو اظهار داشت: خداکند شرمنده امام و شهدا نباشیم ، در کشور متعلق به امام زمان (عج) باید با افکار علوی برای مردم قدم برداشت و امیدوارم سال 92 سال پربار برای مردم کشورمان مخصوصاً مردم شهر ساری تا  این شهر از وضعیت نابسامان موجود به وضع مطلوب که در شان مردم مرکز استان باشد. پیشاپیش این عید را به آنان تبریک می گویم و امیدوارم که همه ی ما برای شهری زیبا تلاش کنیم چون معتقدم ساری می تواند زیباترین مرکز استان در کشور باشد، اگر مردم خودشان را مسئول بدانند و ناظر بر عملکرد منتخبین خویش باشند.



تاريخ : دوشنبه دوم اردیبهشت 1392 | 13:1 | نویسنده : گل گندم |